خرید بک لینک

ماه من قلبم،، عزیزِ جان...

اگر بودی....و آن لحظه،
دیگر نه پرونده‌ای در کار است،
نه دادگاهی، نه حکمی،
که تنها یک آغوشِ بی‌پایان کار،
و یک نگاهِ پر از روز بعد. ❤️

ارش ..کاش شده بود

---

و اگر خدا،
در میانِ این همه کاغذ و قانون،
یک پسرِ خوشکل به ما می‌داد،
اسمش را نه از رویِ ماده‌ای،
که از رویِ غزلی که با هم خواندیم،
برمی‌گزیدیم.
و اولین کلمه‌ای که یاد می‌گرفت،
نه «بابا» یا «مامان»،
که «عشق» بود. ☕️

---

عزیز جان...
پرونده‌ها بسته می‌شوند،
دادگاه‌ها تمام می‌شوند،
اما آن پسر،
اگر بیاید،
می‌آید تا ادامه‌ی همان غزلی باشد،
که من،
با همان خودکارِ خیس،
روی صفحه‌ی دلِ تو،
مینوشتیم. ❤️

---

پس بیا،
این پرونده را،
با همه فصل‌هایش که زیبای داشت،
برای ما،ادامه دهیم
و آن پسرِ خوشکل،.....
.

برچسب: نویسنده: آدرین رستمی تاريخ: چهارشنبه 25 شهريور 1405 ساعت: 21:15

صفحه بندی