من همیشه یادت رو توی قلب و روزمرگیم زنده نگه میداشتم.حتی با نگاه کردن ب کیف.انگشترت.وووو
خاطرات رو مرور میکردم.به هر بهونه ای یادت می افتادم.خنده هات.قشنکیت.حس خوبی که بهم داشتی...و اینکه دوس داشتی پیشم باشی.این همیشه حالمو خوب میکرد.که میگفتی ی مرد واقعی هستم.البته خیلیی سعی میکردم ناراحتت نکنم.دوست دارم از دهنم نیوفته.بدون پس وند نفس و جان و دلبر صدات نکنم.روزای قشنگ زندگیم رو قشتگر ترکردی با بودنت..اما حیف نشد مال هم بشیم...بعد از رفتنت هم دنیاا اونجوری که باید قشنگ نیس.اما حالم خوبه.خیلییی بهترم...کاش ایقد مهربون و زود رنج نباشی.ایقد زود گریه نکنی.دور چیشات بگردمااا..مواظب خودت باش.دوست دارم...
برچسب:
نویسنده: آدرین رستمی