سلام سلام
-
تاریخ: 1402/6/16 ساعت: 14:26
سلام'>سلام چنتا مطلب دیروز و پریروز نوشتم نمیدونم چرا اپلود نشده.ماه قشنگم خوبی.دیروز رسیدم نجف دورت بگردم.ی کم سرما خوردم بین راه اما خوبم.تو هم دعاا کردم.ببخشید نشد چن روز گذشته پیامت بدم.خیلی بدن درد داشتم.چه خبراا خودت خوبی .دوست دارم خیلییی + نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۲ساعت 11:22&nb...
ماه مهربون
-
تاریخ: 1402/6/16 ساعت: 14:26
سلام.خوبی مهربونم.امروز از مرز رد شدم.خدا رو شکر زیارت خوبی بود.تو خوبی ماه قشنگم.خوبی؟ + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۲ساعت 17:13  توسط kavir | Adblock test (Why?)
بنام خدا مهربان ....
-
تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 12:52
خوبم خدا رو شکر.ولی الان بهترم.نمیدونم چرا دلم گواهی میده تو خوب نیستی...بدقول شدم پیشت.ولی شرایط اجازه نداد بخونم.ادامه بدم.دیروز از حرم برگشتم خونه.چن سالی بود میخواستم برم.اما میترسیدم.بغض خفم کنه.اما رفتم.خاطرات زنده شد.منم هزار بار مردمو زنده شدم.ولی ب مولا خوبم.تو خوب باشاین مهمتره.منم برات دع...
سلام.
-
تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 12:52
با اسم خودت بنویس.هر وقت شد.زنگت بزنم.فردا پس فردا میرم کربلا
دوست داشتم
-
تاریخ: 1402/5/26 ساعت: 13:27
دوست داشتم اما عقلم نمیرسید.شاید بچه بودم.کاش مث الان استقلال داشتم.کاش خودمو بابای داداش و خانوادم نمیدونستم...کاش ایقد از خود گذشتگی نمیکردم....مهربانو دلم عشق میخواست دیروز.دلم ی دنیااا خوشبختی میخواست دیروز.مهربانو دلم نشاط و قدرتی که داشتمو میخواست....دلم خود قبلیمو میخواست.دیروز دلم خدا رو میخ...
ماه مهربون من.
-
تاریخ: 1402/5/26 ساعت: 13:27
اگه بیام ب میتونم راحت ببینمت.لااقل ۳ ساعت پیشم باشی.اکی بدی امروز راه میافتم میام + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ساعت 2:3  توسط kavir | Adblock test (Why?)
دارپ میام ب م
-
تاریخ: 1402/5/26 ساعت: 13:27
سلام توی راه هستم.دارم میام ب م
ناز بانوی زیبا.
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 0:11
سلام.خوبی ماه قشنگم .چه خبراات.احوالت خوبه.جمعه ازمون داشتم.بد نبود ولی امیدی هم به قبولی ندارم.ی چن روز گذشته هم درگیر کار.تو خوبی.چه خبرااا.؟ببخشید که دیر ب دیر میام.قد ی دنیااا دوست دارم. + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 11:4  توسط kavir | Adblock test (Why?)
دنیاااا
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 0:11
ددنیا قشنگه...اما وقتی که نگاه میکنی اولش قشنگه و اخرش نه.کاش دنیاا رو از اخر مینوشتیم.بعد از همه ناراحتی ها دعوا و جدایی هااا.ی اشنایی و عشق شیرین.ابدی میشد...من مینوشتم بابام بر حسب اتفاق میومد همسایه خونه شماا میشد.ما هم میشدیم همسایه.دوست دارم قشنگم + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت ...
جان دلم
-
تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 16:05
سلام ماه مهربونم خوبی قشنگم.جان دلم.درگیر نذری تاسوعا عاشورااا هستم چه خبرااا تو چیکاراا میکنی.خوبی + نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد ۱۴۰۲ساعت 13:4  توسط kavir | Adblock test (Why?)
خدایاا شکرت...
-
تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 16:05
من همیشه یادت رو توی قلب و روزمرگیم زنده نگه میداشتم.حتی با نگاه کردن ب کیف.انگشترت.ووووخاطرات رو مرور میکردم.به هر بهونه ای یادت می افتادم.خنده هات.قشنکیت.حس خوبی که بهم داشتی...و اینکه دوس داشتی پیشم باشی.این همیشه حالمو خوب میکرد.که میگفتی ی مرد واقعی هستم.البته خیلیی سعی میکردم ناراحتت نکنم.دوست...
سلام دلبرکم
-
تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 16:05
سلام خوبی ماه قشنگم.دورت بگردمااا.خوبم منم.ی کم درگیر کار بودم.روز عاشورا ی کم اب جوش ریخت روی پام ولی خیلی کمه.در حد ی سکه سوختگی داره.تو خوبی.دور چیشات بگردماا.بعضی اوقات مناسبت ها یادم میرفت باید تا ی هفته نازت میخریدم.چه روزای قشنگی بود.قربوندصدات بشم منااا.که ارامش جانم بود.۱۰سال گذشته نتونستم ...
ارزوی محال.
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 10:57
در یادم هستی هنوز.به انداره روزهای قشنگمان دوستت دارم.خدا میداند با خیالت پیر شدم.موهام هم سفید شده. ابن هم اخرین پیامی که بهم دادی.مهربانوی روزهای قشنگ.افسوس کهمن و " تو "دور از هم پیر می شویم !وطعم شیرین تاب دادننوه هایمان را هیچ وقت نمی چشیم ...چقدر حیف کهحساب موهای سپیدت رانمی توانم نگه دارموچرو...
شب
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:34
غزال لب شکر یک بار دیگر... فقط یک بار دیگر
عشق همیشگی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:34
عشق همیشگی ان روزها که داشتمت میدانستم که عشقمی.مطمئن بودم که عشقم میمانی.ولنتاین یادم نبود.روز عشق یادم نبود.هیچ چیز یادم نبود.فقط تمام ذهنم تو بودی.حالا هم تمام وجودم تویی.ولنتاین را هم یادم هست.اما یاد تو چیز دیگریست.عشق جاودانه ام ولنتاین مبارک. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ساعت ...
دنیاییم سرد شده
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 12:41
دنیاییم سرد شده امروز هم گذشت ساعت 7 شب بیست وهفتم اذر ماه هست.بیل خراب شده منم کنارش ی اتیش کوچیک کردم و نشستم .مجید هم رفته شام بیاره.هوا هم ی کم سرده.چشامو دوختم به اخر اتیش کنارم.توش خیلی چیزا میبینم اما یاد مهربانو همشونو پاک کرد.الان که به اتیش نگاه میکنم فقط اونو میبینم با خنده های قشنگش.با گ...
نازبانو
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 3:56
نازبانو نازبانو...عشقت بی انتهاست.وبه نهایت آن دلم سخت گرفته ست.دوباره بخند.ازخنده های شیرینت تنهاخاطره ای دارم که آن هم خوابم را تلخ میکند..... + نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:50  توسط kavir |
.
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 3:56
. امشب ای ماه! به درد دل من تسکینی آخر ای ماه، تو همدرد منِ مسکینی کاهش جان تو من دارم و من میدانم که تو از دوری خورشید، چهها میبینی + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 10:19  توسط kavir |
حسرت
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 3:56
انگورها هم امسال رسیدند،زردی هر خوشه ان و طعم سالهای گذشته را دارند اما من نه میلی دارم نه...... هرخوشه ای شیرینی قصه شیرین و فرهادی را زمزمه میکند روزگار بدان دیگر اماانگور هم برایم خوردنی نیست....خدا میداند که هر دانه انگوری قطره اشکی میشود که از چ
شب
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 3:56
شب صدای جیرجیرکی از دور گریبان سکوت شب را گرفته. ونخلستانی که حصاری به دور قسمتی از شب گشیده استمن هم میان این حصار سر به فلک کشیده گاهی نظاره گر ستارگان بیشمار اسمانم.گاهی هم این چتر های سر به فلک کشیده.اسمان قشنگی است.زیباییش مث مهربا